تبلیغات
هرچی شد





[عمومی , ]

الهی تو خورشید بشی و من زمین !! تا سالی 1 بار من دوره تو بگردم و توام سالی 365 بار دور من بگردی !!!

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

از جلوی گل فروشی رد می شدم.دیدم قشنگترین گلش نیست.نگرانت شدم.کجا بودی

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

اگه مردونگی مرده اگه رفاقت رنگ باخته اگه عشق دیگه معنا نداره اگه دنیا پر نامردیه اگه ارامش دیگه خواب و رویاست به تو چه؟تو smsبده!

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

می دونی فرق تو با گاو چیه ؟
ناراحت نشو شوخی کردم ، هیچ فرقی ندارید !!!

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

بیچاره ها !!!

 


بیچاره دخترا اگه خوشگل باشن می گن عجب جیگریه! اگه زشت باشن می گن کی اینو می گیره! اگه تپل باشن می گن چه گوشتیه! اگه لاغر باشن می گن چه مردنیه! اگه مودبانه حرف بزنن می گن چه لفظ قلم حرف می زنه! اگه رک و راست باشن می گن چه بی حیاست! اگه یه خورده فکر کنن می گن چقدر ناز می کنه! اگه سری جواب بدن می گن منتظر بود! اگه تند راه برن می گن داره می ره سر قرار! اگه اروم راه برن می گن اومده بیرون دور بزنه ول بگرده! اگه با تلفن کارتی حرف بزنن می گن با دوست پسرشه! اگه خواستگارو رد کنه می گن یکی رو زیر سر داره! اگه حرف شوهرو پیش بکشه می گن سر و گوشش می جنبه ! اگه به خودش برسه می گن دلش شوهر می خواد می خواد جلب توجه کنه ! اگه............چکار کنه بمیره خوبه؟

 

--------------------------------------------------------------------------------

بهترین یونجه دنیا مال کجاست
.
.
.
.
.
یه کم فکر کن
.
.
.
.
.
نمی دونی
.
.
.
.
اشکالی نداه از یه خر دیگه می پرسم

 

--------------------------------------------------------------------------------

اگه کسی دستهات رو گرفت – قلبت لرزید ‚ عجله نکن !!!

شاید بابا برقی باشه !

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

سلام . چرا اینقدر ناراحتی ؟ افسرده شدی ؟ حالا بیا با من برقص . اندی که منظوری نداشت

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

لیلی زیر درخت انار نشست. درخت انار عاشق شد،گل داد،سرخ سرخ. گلها انار شد،داغ داغ.هر اناری هزارتا دانه داشت. دانه ها عاشق بودند،دانه ها توی انار جا نمی شدند. انار کوچک بود. دانه ها ترکیدند. انار ترک برداشت . خون انار روی دست لیلی چکید. لیلی انار ترک خورده رااز شاخه چید. مجنون به لیلی اش رسید. خدا گفت:راز رسیدن فقط همین بود. کافی است انار دلت ترک بخورد

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

قانون 4 نیوتن در زمان عاشقی : زمین هیچ جاذبه ای ندارد .. سیب ها به خاطر تو می افتند چون تنها جاذبه زمین تویی

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

قسمتی از وصیت نامه علی دایی: بعد از مردنم مرا در ورزشگاه آرادی به خاک بسپارید تا همیشه در زمین باشم

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

 

خبرگذاری ایسنا: اعطای بودجه هنگفت از سوی یونسکو برای سازمان میراث فرهنگی برای حفظ و مرمت علی دایی برای ادوار اینده جام جهانی

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

 

از گوسفنده می پرسن بزرگترین آرزوت چیه؟ میگه برای یکبار هم که شده وقتی سوار وانت می شم جلو بشینم!!!

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

زندگی مثل پیانو است ، دکمه های سیاه برای غم ها و دکمه های سفید برای شادی ها . اما زمانی میتوان آهنگ زیبایی نواخت که دکمه های سفید و سیاه را با هم فشار دهی

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

نگاهی گرم بر یاس کردم


تو را در برگ گل احساس کردم


خلاصه در کلاس ناز چشمت


دو واحد عاشقی را پاس کردم ...

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

از جلوی گل فروشی رد می شدم.دیدم قشنگترین گلش نیست.نگرانت شدم.کجا بودی

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

 


روی یه برگ نوشتم که دوستت دارم ولی تو مثل بز خوردیش

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

سوال بینش کنکور امسال: چه کسی میتواند دایی را تعویض کند؟ 1- خداوند 2- رهبر 3- اراده ملت 4- هیچکدام

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

 به یک پنگوین میگن بزرگ ترین آرزوت چیه ؟ یک عکس رنگی بگیرم

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

دو سه شبه که چشمام به دره/خدا کنه که خوابم نبره/تو این قفس که زندون منه/دلم گرفته و منتظره/می خوام که دل به دریا بزنم/یه سینه حرفو یک جا بزنم/چرا کسی نمی گه به من عشق و امیدم به کجا رفته/شبا که یکه تنها بمونم/با غصه ها تو دنیا بمونم/به کی آخه می تونه بگه او که پشیمونه چرا رفته/فردا دوباره پاییز می شه باز/دلش ز غصه لبریز می شه باز/ای آسمون بهش بگو پشیمون می شی/به سوز عاشقی قسم که دلخون می شی/"مرضیه

 

 


گر نشد قسمتم عیش و شادمانی/سرخوشم با همین رنج زندگانی/با من دیوانه این جهان بیگانه/عمر من بی حاصل عشق من افسانه/حسرتم جاودانه/جانم ناتوان آهم بی اثر/قلبم مهربان اشکم بی ثمر/عمرم شد همه باطل/وای از این دل غافل/بزمی مستانه خواهم/حلقی دیوانه خواهم/تا کنم شکوه رنج هستی/ای خوش آن بزم و آن شور مستی/شمع صبحم جلوه ای ندارم/بهتر سر بر خامشی گمارم/عمرم شد هم

میدونی چرا قزوینیا آدمای خوشبختین؟ چون  هیچ وقت بخت و اقبال جرات نمیکنه بهشون پشت کنه..!!! 
.......
بر سنگ سپیدی نشسته بودم و شوق حضورت را مشتاقانه  می طلبیدم... باد فرارسیدنت را به مشام جان نواخت و من از خود  بیخود شدم... دقایقی بعد زانوهایم لرزید و من سرخ شدم!! زرد شدم و تو آمدی!... من سیفون را کشیدم آب تو را برد
.......
دوست دارم تو سیب باشی و من چاقو پوستتو بکنم می دونی چرا؟؟؟ چون چاقو بخواد پوست سیب رو بکنه باید همش دورش بگرده 
.......
زندگی سخت نیست ما سختش میکنیم ، دلها تنگ نیست ما تنگش میکنیم، عشق قشنگ نیست ما قشنگش میکنیم، دل هیچ کس سنگ نیست ما سنگش می کنیم
.......
گرگه میره در خونه شنگول و منگول در میزنه، مادره میگه: بچه‌ها نیستن، بیا تو 
.......
ترکه مسافر كشی میكرد . یه زنه بهش گفت: آقاببخشید کریمخان میرید؟ تركه گفت: اه خوب معلومه ، اگه نمیرید كه میتركید!!! 
.......
ترکه پیتزا میخوره شب بربری میاد تو خوابش!!! میگه آهااااااااای بی وفا دیگه دوسم نداری؟؟؟ 
--------

شنبه سوری شده..... از رو آتیش نپر ، واسه اینکه خطر داره، چون علم ثابت کرده جیگر رو آتیش میسوزه!

.................

* مژده به آقایان : پژو 405 بدون ایر بگ ‏- بدون کمربندایمنی – آماده آتش سوزی بدون دلیل – بهترین عیدی برای همسر دلبندتان

.................

* آسمان را می خواهم برای عبور . جاده باریک است ! ماه را می خواهم برای نور را تاریک است ! تو را می خواهم برای نظافت عید نوروز نزدیک است !

.................

* به علت كمبود اس ام اس پیشاپیش سال 86 و عید نوروز را تبریك میگوییم!
(سازمان اس ام اس بازان بیكار)

.................

* میدونی بنی‌آدم اعضای یكدیگرند یعنی چی؟ یعنی مثلا تو جیگر منی!

.................

* تنبلهای عزیز توجه فرمائید راهكار های جدید رسید : 1 روزها استراحت كنید تا شبها بتوانید راحت بخوابید 2 در نزدیكی تختتان صندلی راحتی بگذارید، تا اگر از خواب بیدار شدید، روی آن بنشینید و استراحت كنید. 3 خوابیدن به نشستن، نشستن به ایستادن، ایستادن به راه رفتن اولویت دارد 4 جایی كه می توانید بنشینید چرا می ایستید. 5 كار امروز را به فردا موكول كنید و كار فردا را به پس فردا. 6 اگر حس كار كردن به شما دست داد، كمی صبر كنید

..............
اگه یه اسب با یه سمور عروسی كنه، بچه‌شون چی میشه؟
.
.
.
.
............من چه میدونم! مگه من گفتم عروسی كنن؟ مگه من گفتم بچه‌دار بشن؟ من نازی رو طلاق نمیدم!
.
.
.
.
.
.
اصلا تو اومدی این پایین چه غلطی بكنی؟

.................

* ببخشید از معاملات عشقی مزاحمتون میشم می خواستم ببینم شما قلبتون مستاجر نمی خواد؟؟؟!!

.................

* جهان بیش از ? میلیارد نفر جمعیت داره..............عجب.................................اونوقت یكی نیست به من احمق بگه: چرا واسه تو مسیج می‌فرستم؟

.................

* واقعا که عجب روزگاریه !!!! . . یکی خوابش سنگین میشه تخت میشکنه بعد که از خواب میپره دستش میشکنه فرداش از مرحله پرت میشه پاش هم میشکنه میزنه به سرش سرش هم میشکنه همون یارو خودش رو میزنه به اون راه گم میشه کلی اعصابش خوردمیشه نوار خالی گوش میده یه هو می خوره زمین تا خونه سینه خیز میره یه روز میخوره به شیشه میگه عجب هوای سفتی روز بعد میخوره به دیوار کمونه میکنه فرداش باز میخوره به دیوار میگه ببخشید پس فرداش باز میخوره به دیوار وای میسته پلیس بیاد

.................

* شهادت جان سوز، جان گداز، جان كاه، جان اف كندی، جان فورد، جان تراولتا، جان علی، جان نثار ، جان من، جان هرکی دوست داری سرکاری!

.............
خواستی قاتل بشی همه رو بكش، چون اگه یه نفرم زنده بگذاری می آد و انتقام بقیه رو ازت می گیره… اگه خواستی عاشق بشی، صبر كن تا خود طرف اینو بفهمه چون اگه تو بهش بگی بهت می گه لوس احمق نفهم… اگه خواستی پولدار بشی حتما از راه خلاف وارد شو چون اینجوری هیچ چی بهت نمیدن… اگه خواستی دوست دختر پیدا كنی یه كم خوشتیپ باش، یه كم خرج كن یه كم خر شو!!! یه كم بوس كن!!!… و بالاخره اگه خواستی علاف بشی یه بار دیگه از اول بخون

.................

* (مخصوص ساعت 3 نصفه شب)ببین یكی می خواست الان بهت اس ام اس بزنه بیدارت كنه
من نذاشتم بیدارت كنه - كار خوبی كردم ؟

.................

* عشق ناتمام میگوید: من تو را دوست دارم چون به تو نیاز دارم . عشق تمام میگوید: من به تو نیاز دارم چون تو را دوست دارم

.................

* زندگی قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه برای تو باشه... دلتنگی قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم... اما تو هر کار بکنی قشنگ نمیشی پس بیخود زور نزن

.................

* مئلم اظیضم، اض اینکح برایم ضهمط كشیدی، دیكطح یادم دادی، از تو ممنونم

.................

* تمرین کن:

قد

قد

قد

قد

قد

قد

قد

قد

خوبه ... آفرین فردا تخم گذاشتنم یاد می گیری

.................

* گذشت......

.

.

.

گذشت اون روزی که این پایین خبری بود
...............
سخت ترین سوال کنکور 68:      در کدام گزینه گلمراد داره می خنده؟
1-he he he he
2-HE HE HE HE
3-HE he HE he
4-Hehehehe

--------------

* در پی کاهش جمعیت پسران نسبت به دختران: درخیابان: دختر:جـــــــــووون! جیگرتــــــــــــــــو! پسر: ایییییییییییش! گمشو! دختر: شماره بدم زنگ می‌زنی؟! پسر: واه واه ! مگه خودت برادر و پدر نداری! واسه چی مزاحم پسر مردم می‌شی

--------------

* شعارهای جدید انرژی هسته ای: انرژی هسته ای آزاد باید گردد!  آمریكا در چه فكریه... ایران پر از هسته‌ایه! وای اگر انرژی هسته ای حق مسلم ماست!  تا خون در رگ ماست... انرژی هسته ای حق مسلم ماست!  عقاب آسیا كیه؟ ... انرژی هسته ایه!  ما انرژی هسته ای میخوایم ، یالا یالا ، حالا وای وای ، وای وای وای وای

--------------

* مژده مژده....المپیك پسرها رسید... 1)مخ زدن دختر بسیجی در 10 ثانیه 2)تحمل كردن و از حال نرفتن در مقابل 20 دختر سمج 3)دویدن در حیاط مدرسه دخترانه بدوون نگاه كردن به اطراف 4)رقابت با دختران در رشته چونه زنی و پر حرفی پشت مبایل یا تلفن 5)ناز كشی 3دختر به طور همزمان(خداییش این از همش سختتره) به برندگان در صورت تصویب هییت داوران 3 دختر بسیجی هدیه میگرد

--------------
* لرزش صدات.........برق نگات........تپش قلبت........نفسهای تندت........همه اینا نشونه اینه که.............تیروئیدت فعاله
ه باطل/وای از این دل غافل/"مرضیه



نوشته شده توسط سعید در شنبه 27 مرداد 1386 و ساعت 03:08 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

[عمومی , ]



نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه 24 مرداد 1386 و ساعت 12:08 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

[عمومی , ]

سفر در زمان

نیوتن فکر می‌کرد که زمان چیز است که در همه‌ی عالم یکسان است. یعنی ساعت روی دست شما و ساعتی که در فلان ستاره است یک جور کار می‌کند. اما انیشتین این موضوع را تغییر داد. او گفت که برای اینکه معادلات فیزیک در دنیا صادق باشند (هم روی زمین و هم در فلان ستاره) باید طوری بشود که ساعتها در دنیا تفاوت کنند. یعنی زمان حول و حوش ستاره‌ای که خیلی سنگین است، خیلی تندتر بگذرد و روی یک ستاره‌ی سبک زمان باید کندتر بگذرد. پس در جایی که هیچ جرمی نیست (مثل فضای بین ستاره ها) زمان خیلی خیلی کند جلو می‌رود. نه اینکه ساعتتان خراب باشد. یعنی اینکه اگر با ساعت  خود به آنجا برویم چیزی از کندی زمان نمی‌فهمیم. اما اگر کسی از زمین بتواند ساعت ما را بخواند می‌فهمد که ساعت ما مثل وقتی که روی زمین بود کار نمی‌کند.

و در آخر اینکه هر چقدر سرعت بیشتر باشد زمان دیرتر میگذرد یعنی اگر به سرعت نور برسیم گذشت زمان صفر می‌شود و اگر بیشتر از سرعت نور حرکت کنیم زمان به عقب بر می‌گرد. 



نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه 24 مرداد 1386 و ساعت 12:08 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

[عمومی , ]

          sms 

۱..یارو اسم بچش و میزاره اس ام اس میگن این چه اسمیه ؟ میگه : چیه از پیام که بهتره !

۲.آرزو مند قطع برق شما در حین پخش سریال نرگس ......... با تشکر محمود شوکت.

۳.اگه تو کوچه پس کوچه ی دلم گم شدی دنبال کسی نگرد که بهت آدرس یده چون غیر از تو کسی اونجا نیست.

۴. L : لنگت پیدا نمیشه - o : عمرمی - v : وجودمی - E : انگار اشتباه فرستادم ..........!!!!!!!!!

۵. بچه دست و دلباز تو امتحان بیست میگیره باباش میزنه توی گوشش و میگه : خاک بر سرت کنن با نمره

ده هم میشه قبول بشی حتما باید این همه خودکار حروم میکردی ؟!

۶. (این sms مخصوص ساعت ۳ بامداد) میخواستم ببینم شب ها که میخوای بخوابی گوشیتو خاموش میکنی

که سر کارت نزارن ؟!؟!؟

۷. اگه بگم دیوونتم اگه بگم عاشقتم اگه بگم دوست دارم اگه بگم یه ثانیه از جلوی چشام دور نمیشی اگه بگم

نفسمی اگه بگم همه ی هستی منی بارم (( لپ لپ )) میخری ؟!

۸. مرام فقط مرام گاو چون نگفت من گفت ما - صفا فقط صفای مورچه جون هر وقت گریه کرد کسی اشکشو

ندید - رفیق فقط کلاغ نه به خاطر سیاهیش به خاطر یه رنگیش - معرفت فقط معرفت کرم نه به خاطر کرم

بودنش به خاطر خاکی بودنش !

۹. میگن هاچ زنبور عسل کنتاک کرده از خونه فرار کرده  مامانش گفته بهت بگم که اگه اومد در خونتون

راش نده .

۱۰. اگه یه روز بری سفر اگه ۳ روز بری سفر اگه ۵ روز بری سفر اگه ۷ روز بری سفر اونوقت یک

هفته رفتی سفر ....

۱۱. عذر میخوام که این وقت روز مزاحم شدم . اخه یه سوال داشتم که نمیشد دیگه صبر کنم . ایران هر بشکه

نفتی که تو بازار جهانی میفروشه بشکه ی خالیشو پس میگیره یا نه ..........؟؟؟؟؟؟؟؟

۱۲. اونه که صورتم رو نوازش میکنه تویی ... اونی که شب ها لوپم رو قرمز میکنه تویی ..... اونی که شب

ها صداش تا صبح تو گوشمه تویی .... پشه آخه از جونه من چی میخوای خودم اخر میکشمت .....!!!!!!!!!

۱۳. جنگلی بود که درخت نداشت - شکارچی بود که تفنگ نداشت - تفنگش فشنگ نداشت - با تفنگی که

فشنگ نداشت میزنه به اهویی که سر نداشت ...................

۱۴. الهی تو خورشید بشی من زمین که سالی یک بار من دور تو بگردم و سالی ۳۶۵ بار تو دور من بگردی.

۱۵. موبایلم گم شده اگه میتونی یه زنگ بهم بزن شاید پیداش کنم !

۱۶. وقتی شادی آروم بخند تا غم بیدار نشه ..........

۱۷. فکر میکنم انتخاب خوبی کردم که تو رو واسه زندگی انتخاب کردم ............ چون بهت علاقه دارم و فقط

تو میتونی انجام بدی .... شما هم بگیرین حایر در خدمت شماست .

۱۸. به یارو میگن با ریسمان جمله بساز میگه میتونم اینگلیسی بگم ؟ میگن : باباااااااااا............ابول تو خیلی

با حالی بگو ...........میگه : نو ریسمان تو پیچینگ.

۱۹. تا حالا شده یکی تو رو- یا تو یکی رو- یا یکی یکی دیگه رو- یا دو تا یکی رو- یا یکی دو تا رو -

یا تو دو تا یکی رو - این قد که من تو رو سر کار گذاشتم سر کار بذاره ؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!

۲۰. فاصله ها : از نفرت تا علاقه یک محبت - از دشمنی تا دوستی یک لبخند - یک جدایی تا پیوند یک قدم -

از دوری تا صمیمیت یک sms.

۲۱. زندگی مال تو مرگ مال من راحتی مال تو تمام سختی ها مال من شادی مال تو غم مال من همه چی مال

تو ولی ............تو مال من !

۲۲. حیف که فقط تو یکی رو دارم ........اگه از تو یه عالمه داشتم الان یه گاو داری داشتم .

۲۳. خدا وکیلی تو یک گل - ماه - بیست - عزیز - مامانی - دوست داشتنی و ناز و با کلاس و با شخصیت

و تو دل برو مثل من دیده بودی .؟!

۲۴. بی تو نه کار دنیا لنگ شده نه بین اسمون و زمین جنگ شده ولی دل من برای دیدنت تنگ شده .

۲۵. وقتی صدام میکنی ارزو میکنم کاش ............ کر بودم ( تو که لال نمیشی )

۲۶. به یک دختر خانم جوان و تحصیل کرده مسلط به زبان آلمانی خوش بر خورد و خوش بیان با ظاهر آراسته

 و آشنا با موسیقی کلاسیک و تبحر در نواختن پیانو جهت ............. نظافت خانه نیاز مندیم !!!!!!!!!!!

۲۷. روباه میره زیر درخت به کلاغه میگه به به چه سری چه دمی ........ کلاغه میگه حرف مفت نزن من

خودم کلاس دومم دبستانم .

۲۸. خیلی دوست دارم یه روز میایم دنبالت و میبرمت یه جایی که دست هیچ کس بهت نرسه ..................

قربانت ...............عزرائیل !!!!

۲۹. آلبرت انیشتن:عشق مثل ساعت شنی میمونه همون جوری که قلبت رو پور میکنه مغزت رو خالی میکنه!

۳۰. همیشه عکس همسرت رو تو کیفت بزار که هر وقت یه مشکل بزرگی برات پیش اومد یه نگاه بش

بندازی بدونی که یه مشکل بزرگ تری هم داری !




نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه 24 مرداد 1386 و ساعت 12:08 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

[عمومی , ]

در پی کاهش جمعیت پسران نسبت به دختران: درخیابان: دختر:جـــــــــووون! جیگرتــــــــــــــــو! پسر: ایییییییییییش! گمشو! دختر: شماره بدم زنگ می‌زنی؟! پسر: واه واه ! مگه خودت برادر و پدر نداری! واسه چی مزاحم پسر مردم می‌شی

لرزش صدات.........برق نگات........تپش قلبت........نفسهای تندت........همه اینا نشونه اینه که.............تیروئیدت فعاله


اگهی ازدواج: خانومی هستم تحصیل کرده،زیبا،با موهای مشکی و بلند،چشم های مشکی،اندامی مناسب و سکسی،کمری باریک،کاملا معاشرتی،دارای اپارتمان و ماشین اخرین مدل و با وضع مالی عالی،که حاضر به ازدواج با هیچ مردی نیستم....فقط اگهی دادم دلتون بسوزه

تو مثل خورشید میمونی میدونی چرا؟....................................

...................................چون از نگاهه اول معلوم بود که از پشت کوه اومدی

امروز داشتم از جلو گلفروشی رد میشدم دیدم قشنگترین گل دنیا نیست.... نگران شدم....... اس ام اس دادم بگم گوسفند برا چی خوردیش..؟!!

فرشتگان روزی از خدا پرسیدند : بار خدایا تو که بشر را اینقدر دوست داری غم را چرا آفریدی؟ خداوند گفت:غم را بخاطر خودم آفریدم چون این مخلوق من که خوب می شناسمش تا غمگین نباشد به یاد خالق نمی افتد


نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه 24 مرداد 1386 و ساعت 12:08 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

[عمومی , ]

در پی کاهش جمعیت پسران نسبت به دختران: درخیابان: دختر:جـــــــــووون! جیگرتــــــــــــــــو! پسر: ایییییییییییش! گمشو! دختر: شماره بدم زنگ می‌زنی؟! پسر: واه واه ! مگه خودت برادر و پدر نداری! واسه چی مزاحم پسر مردم می‌شی

لرزش صدات.........برق نگات........تپش قلبت........نفسهای تندت........همه اینا نشونه اینه که.............تیروئیدت فعاله


اگهی ازدواج: خانومی هستم تحصیل کرده،زیبا،با موهای مشکی و بلند،چشم های مشکی،اندامی مناسب و سکسی،کمری باریک،کاملا معاشرتی،دارای اپارتمان و ماشین اخرین مدل و با وضع مالی عالی،که حاضر به ازدواج با هیچ مردی نیستم....فقط اگهی دادم دلتون بسوزه

تو مثل خورشید میمونی میدونی چرا؟....................................

...................................چون از نگاهه اول معلوم بود که از پشت کوه اومدی

امروز داشتم از جلو گلفروشی رد میشدم دیدم قشنگترین گل دنیا نیست.... نگران شدم....... اس ام اس دادم بگم گوسفند برا چی خوردیش..؟!!

فرشتگان روزی از خدا پرسیدند : بار خدایا تو که بشر را اینقدر دوست داری غم را چرا آفریدی؟ خداوند گفت:غم را بخاطر خودم آفریدم چون این مخلوق من که خوب می شناسمش تا غمگین نباشد به یاد خالق نمی افتد


نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه 24 مرداد 1386 و ساعت 12:08 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

[عمومی , ]

سكس و جوان امروز - جنسیت و جامعه (18 و پایانی )
ماه‌منیر رحیمی


در هفده برنامه‌ی پیشین، سخنان مهمانان این سلسله برنامه را، از پزشك و روان‌كاو و ادیب گرفته تا نویسنده و هنرمند و عاشق و حقوق‌دان و سیاست‌شناس و شهروندانی با عقاید متفاوت، شنیدیم. عمده مخاطبان این مجموعه برنامه جوانان بودند. در این آخرین بخش از مجموعه‌ی «جنسیت و جامعه» نیز شما را به همراهی با دو دختر و دو پسر مجرد زیر سی سال دعوت می‌كنم. بهنام پزشكی می‌خواند، نسرین دندان‌پزشكی قبول شده، كیاوش مهندسی شهرسازی را تمام كرده و نرگس دبیرستان را. محور سخنان «سكس پیش از ازدواج» است. این میزگرد را از اینجا بشنوید یا در زیر بخوانید:

بهنام: به نظر من حد و مرزی ندارد...

یعنی قراردادهای اجتماعی یا اخلاقی را هم برایش در نظر نداری؟

بهنام: قرارداد اخلاقی را چرا. منظور این نیست كه هر كس هر كاری دوست داشته باشد انجام دهد. اگر بر اساس رضایت طرفین باشد، خودش محدود به یك‌سری مقررات می‌شود.

اصلاً تو سكس را چه تعریف می‌كنی؟

بهنام: ارضای یكی از ابعاد خیلی بزرگ زندگی هر انسانی است.

چه‌قدر به این موضوع اهمیت می‌دهی؟

بهنام: در زندگی مشترك یكی از مهم‌ترین ابعاد است؛ جدا از هر اعتقادی.

نسرین: من نفهمیدم كه منظور آقا بهنام از این‌كه می‌گوید هیچ محدودیتی وجود ندارد چی‌ست. به نظر من، هرچیزی یك محدودیتی دارد. اگر منظور، سكس بین دو شخص معین است، بله خب؛ این كاملاً معلوم است كه نامحدود است. ولی اگر از یك مقداری بگذرد، با هر آدمی كه باشد، حتا اگر رضایت طرف را هم بگیرد، بعد از مدتی دیگر ارزش موضوع از چشمش می‌افتد و برایش یك چیز معمولی می‌شود. به نظرم این افراد اگر قصد تشكیل زندگی داشته باشند، نمی‌توانند آدم‌های موفقی باشند.

یعنی سكس قبل از ازدواج را نادرست می‌دانی؟

نسرین: من به طور كامل رد نمی‌كنم. ممكن است موقعیتی پیش بیاید و آدم هم طرفش را بشناسد؛ نه این‌كه بگوید امشب نیاز دارم. برای همین، یك نفر ـ دو نفر قبل از ازدواج، فكر نمی‌كنم خیلی مشكل ایجاد بشود. ولی اگر نامحدود باشد از نظر من قابل قبول نیست.

كیاوش: یك قسمتی از ازدواج سكس است اما قسمت عمده‌اش اتفاقاً روحی‌ست. یعنی می‌خواهم همسرم در كنار من باشد و تنهایی‌ام را پر كند، هم‌فكرم باشد، امنیت به من بدهد.

از نسرین می‌پرسم كه امنیت را برای یك زن چه چیز می‌داند؟

نسرین: به نظر من استقلال شخصی یك زن برایش امنیت می‌آورد. احتیاجی ندارد این امنیت را در یك مرد دیگر پیدا كند.

منظورت استقلال مالی‌ست؟

نسرین: استقلال برای زن‌ها از استقلال مالی‌شان شروع می‌شود. پس بله،‌ آن مهم‌ترینش است.

در ارتباط با موضوع سكس هم؟

نسرین: دقیقاً! فكر كنم زن‌ها اگر به این استقلال برسند، سكس‌شان هم در كنترل خودشان می‌شود؛ ازدواجش زوری نمی‌شود؛ به‌خاطر این‌كه خودش قدرت دارد. پس فردا هم وقتی ازدواج كرد، آن مرد فقط به‌عنوان یك چیز جنسی به او نگاه نمی‌كند كه حالا ازدواج كردم،‌ خریدمت، مال منی. این می‌شود یك امنیت برای زن.

كیاوش: من مثلاً الان مستقلم؛ ولی احساس امنیت نمی‌كنم.

بهنام: اگر سكس چیزی اجباری باشد، یك طرف احساس خطر می‌كند.

آن‌چه نسرین می‌گوید، اگر درست متوجه شده باشم، بیشتر این است كه نكند آن رابطه‌ی جنسی صرف همان باشد،‌ و پشتوانه‌ی عاطفی - عشقی نداشته باشد و موقت باشد.

بهنام: خب اگر بخواهیم بحث ازدواج را بیاوریم وسط، بله. ازدواج یعنی این‌كه من می‌خواهم تا آخر عمرم با یك نفر باشم. من اعتقاد دارم كه قبل از ازدواج هر كسی باید هم عشق را تجربه كند، هم رابطه‌ی جنسی را.

نسرین! موافقی با حرف‌های بهنام؟

نسرین: نه با همه‌اش. در جامعه‌ای مثل جامعه‌ی ایران به نظرم هر كاری هم بكنیم این بالاخره تأثیری روی ما دارد. من شخصاً حاضر نیستم ریسكش را قبول كنم.


این ریسك را چی می‌دانی؟

نسرین: آن خاطره‌ای كه ازش باقی می‌ماند؛ مخصوصاً برای دخترها كه فقط نیاز جنسی‌شان مطرح نیست...

می‌توانی بیشتر توضیح بدهی؟ یعنی خاطره‌ی بدی یادش می‌آید؟

نسرین: نه! اتفاقا اگر خاطره‌ی خوبی یادش بیاید، مطمئنا در زندگی‌اش تأثیر بیشتری می‌گذارد. مخصوصاً اگر با چند نفر مختلف باشد؛ شاید دچار سرگردانی بشود كه اصلاً بداند چه می‌خواهد.

شما پسرها اگر با دختری بخوابید، وقتی با خود او ازدواج كردید، نظرتان راجع به او عوض نمی‌شود؟

بهنام: من موافق این جریان هستم. یعنی اگر ازدواج اولین رابطه‌ای باشد كه درگیرش بشوی، امكان دارد تازه آن‌موقع خودت را بشناسی. ازدواج پایین خط كه نیست؛ چون از آن به بعد هم امكان دارد هزار تا آدم ببینی و امكان دارد هزار فكر و خیال دیگر به‌سرتان بزند.

نسرین: ازدواج بیشتر از یك رابطه‌ی جنسی‌ست. یعنی این‌كه نمی‌توانی با گفتن این حرف كه باید قبل از ازدواج تجربه به دست آورد، ازدواج را خراب كنی.مسایل جنسی را با آگاهی می‌توان خیلی راحت حل كرد.

كیاوش: اتفاقی كه برای مردها می‌افتد معمولاً این است كه اول از یك خانم خوش‌شان می‌آید. خب! اصلاً فكر هیچ آدم دیگری را هم نمی‌كند. بعد از مدتی كه با او دوست شد، گذشت و به یك اطمینان رسید،‌ بعد آن‌موقع وسوسه‌ی این‌كه شاید مثلاً بتواند كسی دیگر را تست كند، تنوع‌طلبی‌اش گل می‌كند. این مسأله با آگاهی برطرف نمی‌شود. این را من در خودم تجربه كردم.

اما در مورد دهمین دوست دخترت هم ممكن است همین حس را پیدا كنی. بنابر این چه تفاوتی دارد اولی یا دهمی؟

كیاوش: شما تا experience نداشته باشی، نمی‌توانی observe بكنی. دفعه‌ی اولی كه می‌خواهی پشت ماشین بنشینی، نمی‌توانی آن نتیجه را بگیری كه دفعه‌ی دوم نشستی.

نسرین: خب پس یعنی شما تا صد برو، شاید نتیجه‌ی بهتر بگیری.

نرگس: حتماً باید آن آدم را عوض كنی؟ من نمی‌دانم حالا چرا باید طرفت را عوض كنی. مگر نمی‌توانی با همان زنی كه هستی، با هم كار كنید برای تغییر؟ مثلا برای رانندگی، آیا خودت را عوض می‌كنی یا ماشین را هم عوض می‌كنی؟

برای این‌كه دختر بتواند زندگی خوبی تشكیل بدهد، فكر می‌كنی باید چه نوع رابطه‌ای قبل از ازدواج داشته باشد؟

نرگس: دوست دارم سكسم بعد از ازدواجم باشد. و دوست دارم طرفم هم قبل از ازدواجش سكس نداشته باشد. دو تایی باهم تجربه‌اش كنیم، برای اولین بار. Virgin (باكره) باشیم.


بهنام: من اصلاً به Virginity (بكارت) اعتقاد ندارم. می‌دانم كه در ایران خیلی از خانم‌ها سكس را قبل از ازدواج تجربه نمی‌كنند. كسی را فرض كن كه هیچ رابطه‌ای قبل از ازدواج نداشته، بعد از ازدواجش مثلاً گمان می‌كند مشكلی پزشكی برایش پیش آمده، اما معلوم می‌شود اصلاً تجربه‌ی ارگاسم یا اوج لذت جنسی را نداشته.

نسرین: شما منظورتان از تجربه‌ی قبل از ازدواج، آیا با همان كسی‌ست كه قصد دارید با او ازدواج كنی یا نه، همین طوری برویم تصادفاً آزمایش بكنیم تا بفهمیم؟

نرگس: وقتی مدت آشنایی‌تان كوتاه باشد، یعنی كوتاه مدتی‌اش را بدانید، آیا باز هم می‌خواهید با طرف سكس داشته باشید؟

بهنام: تا از لحاظ روحی با یك نفر رابطه برقرار نكنی، از لحاظ جسمی هم هیچ‌وقت ارضا‌ نمی‌شوی.

بهنام ما را به فاز سكس و عشق برد. این خیلی معروف است كه آقایان می‌توانند موضوع سكس را از عشق جدا كنند. ولی خانم‌ها تا حس عاطفی به كسی نداشته باشند نمی‌توانند بروند در آغوش طرف. شما چی فكر می‌كنید؟ اول دخترها.

نسرین: من فكر می‌كنم خیلی درست است.

نرگس: موافقم.

و پسرها.

بهنام: اگر بحث هوس باشد، همان‌طور كه می‌بینید خیلی از مردها با یك عالمه زن رابطه دارند، اما بازهم حریصند و ضمنا هیچ رابطه‌ی عشقی و حسی هم در میان نیست. وقتی می‌گویم «تجربه‌ی پیش از ازدواج» منظورم این رابطه‌ها نیست. خیلی از پسرها اصلاً نمی‌دانند چه‌طور باید با یك دختر رفتار كنند.

كیاوش: من با بهنام موافقم، ولی می‌خواهم برگردم به آن مثالی كه قبلاً در مورد ماشین زدم. البته ارزش انسان بیشتر از این است كه بخواهیم با ماشین مقایسه‌اش كنیم، چه مرد باشد چه زن. ولی یك دقیقه به این قضیه فكر كنید كه می‌خواهید ماشینی انتخاب كنید. بعد به شما می‌گویند باید تا آخر عمرت سوار همین ماشین بشوی. آیا حس امنیت می‌كنید؟

نسرین: من هم مثال خانه را می‌زنم. آیا چون قرار است یك عمر در این خانه زندگی كنی، قبل از خرید می‌روید یك شب در آن خانه می‌خوابید؟

كیاوش: نگاه می‌كنم. ابعادش را نگاه می‌كنم ببینم مثلاً این چه جوری هست...

نسرین: خب ماشین را هم یك نگاه می‌كنی، ابعادش را نگاه می‌كنی...

كیاوش: خیلی خب. بعد كه خانه را می‌خرم، شش‌ماه در آن زندگی می‌كنم، می‌بینم كه مثلاً من آدمی نیستم كه بتوانم در خانه‌ی دو خوابه زندگی كنم.

در باره‌ی مثال نسرین، خیلی وقت‌ها این امكان وجود ندارد. ممكن است صاحبخانه این اجازه را ندهد. ولی اگر این امكان وجود داشته باشد كه آدم یك شب، دو شب، یك هفته در آن خانه بخوابد و ببیند مثلاً آیا نصف شب سروصدای اتوبان می‌آید، یا همسایه‌ای آزاررسان هست و... در آن صورت چه اشكالی دارد؟

نسرین: اگر آن فرصت را داشته باشی كه مجانی بروی در خانه‌اش بخوابی، بله.

پس اگر توافقی بین صاحب‌خانه و آن كسی كه می‌خواهد خانه را بخرد، كه البته به‌قول خودت اصلاً مثال مناسبی نیست، آن‌جا اشكالی ندارد؟

نسرین: نه، اشكالی ندارد؛ ولی آن‌جا ربطی به رابطه‌ی جنسی ندارد. بیاییم بگوییم یك آدم با یك آدم دیگر!

پس سوال این می‌شود: دو نفر می‌خواهند یك عمر با هم زندگی كنند. علی‌القاعده، و همان‌طور كه اشاره شد، سكس هم در ارتباط یك زوج خیلی مهم است. وقتی مهم است، حالا اگر یكی خلاف سلیقه‌های آن دیگری از آب درآمد چی؟

نسرین: گفتم كه یك ریسك است.

كیاوش: من این ریسك را نمی‌كنم. قبل از این‌كه بروم خانه را بخرم و سرمایه‌گذاری كنم، سعی می‌كنم اول شخصیت خودم را بشناسم. چرا می‌روم «دوست دختر» می‌گیرم؟ برای این‌كه اول خودم را بشناسم. خیلی خوشحالم كه فهمیدم در ارتباط با یك زن، یعنی كسی كه می‌خواهم دوستش داشته باشم و با او زندگی كنم،‌ مشكل دارم: مشكلم این است كه دقیقاً بعد از هفت هشت ماه دچار تنوع‌طلبی می‌شوم. این را بعد از بیست‌وهفت سالگی فهمیدم. نمی‌دانم این مشكلی روانی‌ست یا چه. آیا باید بروم پیش روان‌پزشك یا این‌كه این فقط یك دیدگاه است؟ نمی‌دانم. در ضمن من با ماشینی كه تا حالا سوارش نشده‌ام، هیچ موقع نمی‌روم مسافرت. و هیچ موقع هم دوست ندارم همراهم یك آدم ناشی باشد.

نرگس: پس یعنی شما قبول دارید كه همسرتان هم قبل از ازدواجش سكس داشته باشد؟

كیاوش: صد در صد!

نسرین: با چند نفر؟

كیاوش: اصلاً چرا با تكرر سكس مشكل دارید؟ آن mentality (ذهنیت)ی كه پشت قضیه هست مشكل دارد. البته بیشتر روی دخترها فشار است تا روی پسرها. پسره صدتا دوست دختر دارد، اصلاً انگار همه‌ چیز اوكی است‌ برای آقا پسر گل‌مان. ولی تا دختره دو نفر را می‌شناسد، آی آن دختره مثلاً فلان ... یك آشنایی داشتیم كه می‌دانستم ده ـ پانزده ‌تا دوست پسر داشته؛ ولی چیزی كه از او خوشم می‌آمد، این بود كه وقتی با یك نفر دوست بود، فقط با او دوست بود. یعنی ذهنش سالم بود. حالا نمی‌دانم چه كلمه‌ای استفاده كنم، ولی به هر حال من «هرجایی» بودن را مخصوص زن نمی‌دانم. كما این‌كه بیشتر از زن‌ها، مردهای ما هرجایی‌اند.

بهنام: من موافقم با كیاوش.

نسرین: خیلی جالب است! با پانزده نفر بوده، وفادار هم بوده!

نه هم‌زمان، متناوب.

نسرین: بالاخره یكی كه با پانزده ‌تا بوده، یكیش از سر بی‌وفایی‌اش نبوده؟

نرگس: می‌گویم شاید از سر نیازهای جنسی‌اش بوده.

كیاوش: چه اشكالی دارد؟ ولی من به این دختر آن‌قدر اطمینان دارم كه اگر آمد با من ماند، می‌دانم فقط با من است؛ اگر شش ماه بعد، از من خداحافظی كرد، می‌دانم خداحافظی كرده.

نسرین: فقط موضوع بدنی‌ست دیگر. دختری كه قبل از شما با پانزده نفر بوده، فكر می‌كنید وقتی با شماست همه‌ی گذشته‌اش تمام شده؟ فكر می‌كنید الآن جسم و روح و همه چیزش شمایید؟ من اگر با یك نفر بودم،‌ حتا اگر فقط به لحاظ عاطفی هم منحصر بوده، با نفر بعدی فكر آن اذیتم می‌كند. در ذهنم این می‌شود یك خیانت...

رسیدیم به مفهوم خیانت و وفاداری. لطفا همه در این باره نظرتان را بگویید.

كیاوش: احساسات تجربه‌ی حواس پنج‌گانه‌ی ماست. اگر شما غم دارید،‌ درد دارید یا شهوت را تجربه كرده‌اید، هر كدام را با عضوی از بدن‌تان و با یكی از حواس‌تان شناخته‌اید. شهوت را هم تجربه كرده‌اید تا عشق ساخته شده.

نسرین: پس شما روح را به‌كلی می‌گذارید كنار دیگر.

كیاوش: آن خاطره و آن تجربه از اول تكامل به شما رسیده ، از تولد تا حالا یك‌سری چیزها را كسب كرده‌اید كه مجموع اینها را من روح می‌دانم.

كیاوش: به نظر شما خیانت جسمی‌ست یا... اصلاً خیانت یعنی چی؟ مثلاً الآن از لحاظ جسمی به كسی خیانت نمی‌كنی، با همسرت هستی. ولی موقعی كه در بغل او هستی، یك لحظه مثلاً به ذهنت خاطره‌ای از دوست دختر قبلی‌ات می‌آید. این خیانت است؟

بهنام: در عرف چیزی كه به‌عنوان خیانت حساب می‌شود، مسأله‌ی جسمی‌اش است. اما اگر از لحاظ فكری هم در نظر بگیریم، پس خیلی از آدم‌ها به هم خیانت می‌كنند. این یك چیز طبیعی‌ست.

نرگس: من هم موافقم.

كیاوش: به خیانت فكری اعتقاد داری؟

نسرین: من خیلی اعتقاد دارم.

این‌جا برمی‌گردیم به این‌كه چه‌قدر ما می‌توانیم تخیل خودمان را كنترل كنیم.

نسرین: این همان ریسكی می¬شود كه گفتم. یعنی ما هرچه¬قدر گذشته‌مان را گسترش‌ بدهیم...

آیا این تخیل و تصور ما فقط می‌تواند در مورد تجربه‌ی گذشته‌ی خودمان باشد؟ یا می‌تواند مثلاً از دیدن یك فیلم هم به دست آمده باشد، از شنیدن یك قصه هم به دست آمده باشد؟

نسرین: مطمئناً تجربه با فیلم دیدن خیلی فرق می‌كند.

پس یك آدم چه‌طور می‌تواند كاری كند كه حتا از نظر فكری یا تخیل، كه به هر حال مهارش براحتی دست خود آدم نیست، كسی را كاملاً باكره فرض كند؟

نسرین: قبلا گفتم: ده نفر قبل از ازدواج با یك نفر یا دو نفر خیلی فرق دارد.

نرگس: اگر قبل از ازدواجت با چند نفر باشی، بعد كه ازدواج می‌كنی، چه‌طور می‌توانی عشق را آغاز كنی؟

بهنام: مثلاً خانمی را در نظر می‌گیرم و احساس می‌كنم خیلی از او خوشم می‌آید. خب می‌روم جلو و یك رابطه‌ی عشقی هم ایجاد می‌شود. از كجا می‌دانی به ازدواج می‌رسد؟

نسرین: عاشق می‌شوید بعد...

بهنام: امكان دارد عاشق بشوید، ولی به نتیجه‌ی ازدواج نرسد و به هم بخورد.

نسرین: درست است. بعد از دو سال كه نرسیدید اشكال ندارد. اما این‌كه شش ماه باهم باشید، و بعد تمامش كنید و بگویید: اوكی به درد نخورد، برویم نفر بعدی...

بهنام: خب به هر حال یك نقاط قوت و ضعفی آن وسط پیدا شده كه به این نتیجه رسیده‌اید دیگر؟

نسرین: بله.

بهنام: خب همان ریسكی كه می‌گویید.

نسرین: بله خب به خودت برمی‌گردد.

بنابر این نمی‌توانیم حكم كلی بدهیم راجع به آدم‌ها...

نسرین: بله. به نظر من شخصی‌ست.

نرگس: من در فكر بحث خیانت فكری بودم. فكر می‌كنم خیانت حساب نمی‌شود. چون اگر پیش از ازدواج هم اصلا رابطه‌ای نبوده باشد، فكر می‌كنم ساختار ما آدم‌ها این طوری‌ست كه، به خصوص مرد، مثلاً در خواب‌هایش با پری‌ها لابد رابطه دارد.

ممكن است منظور این باشد كه دو نوع فكر هست: كسی هست كه فانتزی‌هایی دارد و هنگام هم‌بستر شدن با جفت‌اش عمداً تصویرهایی را در ذهنش زنده می‌كند تا با آن‌ها راحت‌تر به اوج لذت جنسی برسد، ولی كس دیگری هست فكر آزادانه جولان خودش را می‌دهد...

نرگس: فكر می‌كنم آن اولی خیانت است.

كیاوش: من فكر كنم اصلا این بیماری‌ست. مثل این است كه من بخواهم آب بخورم، تصور كنم نوشابه است. نوشابه دارم می‌خورم، فكر كنم چایی است. آخر...

نسرین: باز مثال زد!

شاید با مثال روشن‌تر می‌تواند حرفش را بزند...

كیاوش: بله. در لحظه‌ی حال می‌خواهم از یك زمان دیگر لذت ببرم.


اگر ذهنش را نتواند مهار كند چه‌طور؟ به‌قول نرگس آیا خوابت را هم می‌توانی كنترل كنی؟

كیاوش: اگر از این دید بخواهیم نگاه كنیم، من با نظر نرگس موافقم كه در ارتباط دو نفر، با كمی زیاده‌روی، من حاكم بر اعمال بدن طرف می‌شوم. این دیگر پا فراتر گذاشتن در كائنات است كه من بخواهم حاكم بر روحش هم بشوم.

یا به‌عبارتی خیلی ایده‌آلیستی‌ست كه اگر بر جسمش حاكم هستیم، روحش را هم بخواهیم ...

كیاوش: اگر این را هم به دست بیاورید، دارید از لذت زندگی خودتان كم می‌كنید.

بهنام: من نظر كیاوش را باز هم تأیید می‌كنم.

شماها مثل این‌كه جبهه‌گیری كرده‌اید! دخترها یك طرف، پسرها یك طرف!

بهنام: آخر اگر بخواهیم این‌قدر وسواس‌گونه نگاه كنیم به زندگی مشترك، مطمئن باشید خیلی آسیب‌پذیر خواهد بود. مثلاً فرض كنید یك خانمی با شوهرش به مجلسی می‌رود. اگر شوهرش سمت خانمی برود یا با او صحبت كند...

كیاوش: نگاه كند...

بهنام: حتا اگر نگاه كند، آن خانم عكس‌العملی نشان می‌دهد كه ...

نرگس: همچنین برای خانم‌ها...

بهنام: برعكسش هم درست است. آن آقا اگر هیچ نظری هم نداشته باشد احساس می‌كند كه فلان. این رابطه چیست؟ یعنی این‌ها به هم اعتماد ندارند.

اساساً اگر این زن و شوهر خبر هم داشته باشند اشكالش چی‌ست كه بروند با دیگران هم بخوابند؟ در غرب، می‌گویند «open relationship» (رابطه‌ی آزاد) یا «open marriage» (ازدواج باز). البته به‌ندرت اتفاق می‌افتد.

بهنام: آن‌جا دیگر دو طرف توافق می‌كنند. كاملاً متفاوت است...

نرگس: این وسوسه است.

نسرین: دیگر آن‌موقع ازدواج نمی‌شود. تعریف ما از ازدواج این نیست.

نرگس: این خیانت حساب نمی‌شود، برای این‌كه هر دو نفر می‌دانند...

بهنام: ولی چه وجه مشتركی این دو نفر با یكدیگر دارند كه با هم زندگی می‌كنند؟

وجه مشترك‌شان همین است كه خودشان را مالك بدن همدیگر نمی‌دانند. خب با هم زندگی می‌كنند، فكر می‌كنند پارتنر(شریك)های خوبی هستند. البته با هم سكس هم دارند، ولی هرازگاهی اگر میل‌شان كشید به جاهای دیگر هم می‌روند و این كار را می‌كنند. كیاوش! تو خیلی بدجور نگاه می‌كنی! نظر دیگری داری؟

كیاوش: اگر احساسی بخواهم به این سوال جواب بدهم، خودم زیاد از این نوع رابطه خوشم نمی‌آید. ولی اگر بخواهیم خیلی باز و لیبرالی (آزادانه) فكر كنیم، گمان می‌كنم شدنی‌ست. ازدواج مدل قراردادی پیچیده‌ای‌ست. قرارداد چند منظوره است. مثلاً یك موقعی داریم قرارداد اقتصادی می‌بندیم. من این را دوست ندارم كه شریك و پای بیزنسی من برود گوشه و كنار هم بیزنس خودش را بكند. چرا فقط جنسی نگاه می‌كنیم به ازدواج؟ ممكن است من بگویم: آقا نه! من با همسرم ارتباط جنسی كامل دارم، ولی از لحاظ اقتصادی او در خانه‌ی خودش زندگی می‌كند، من در خانه‌ی خودم! ما اصلاً با هم هیچ رابطه‌ی احساسی نداریم، ولی بدن‌هایمان مال یك‌دیگر است! می‌شود؟ شما در این كنتراكت (قرارداد) فقط یك بعد ندارید . ازدواج فقط یك كنتراكت جنسی‌ست؟...

نظر دیگری هم هست كه می‌گوید چیزهایی را بشر طی تاریخ تمرین كرده، تجربه كرده و به مرور كنار گذاشته است. برای این‌كه دیده است آسیب‌ها و ضررهایش بیش از منفعت‌اش است. از جمله همین بازبودن رابطه‌ی جنسی. این تجربه‌ها به ناكامی می‌انجامد. نادر بوده‌اند كسانی كه خیلی آشكارا رابطه‌ی باز جنسی را پذیرفته‌اند. این افراد به اسم شناخته شده‌اند در تاریخ. و البته همان‌ها هم زندگی‌شان ادامه پیدا نكرده. به نظر شما آیا آدم باید تجربه‌ی تاریخی را پیروی كند؟ یا این‌كه وقتی می‌توانیم در چیزهای دیگری آوانگارد (پیش‌رو) باشیم، در این مسأله هم دائم تابوشكنی كنیم تا ببینیم بالآخره به كجا می‌رسیم؟

بهنام: من موافقم. ببینید! اصلاً علت این قانونی كه گذاشته‌اند چی بوده؟ خیلی از این قانون‌ها بر اساس یك دوره و زمانی بوده. مثلاً هم‌جنس گرایی كه الآن دیگر بیماری محسوب نمی‌شود و یك گرایش جنسی‌ست.

كیاوش: من با طرحی نو درانداختن به شكل كوركورانه مخالفم. اگر مثلاً جایی هست كه هر كس برود خیس می‌شود، نمی‌توانم بگویم برای من فرق می‌كند و من خیس نمی‌شوم! این قانونی‌ست كه برای همه همیشه اتفاق می‌افتد. مشكل ما آدم‌ها این است كه ما خودمان را خیلی خاص می‌دانیم.

در حقیقت طرح نو درانداختن را تا آن‌جایی مناسب می‌دانی كه قبلاً تجربه نشده باشد.

كیاوش: من می‌گویم اول از آن مدلی كه در گذشته اتفاق افتاده، یاد می‌گیرم كه چه شده، آن را برای خودم درستش می‌كنم. بعد ممكن است احساس كنم كه تجربه‌ای كه ناكام بوده، به‌خاطر ضعفش در آن قسمت بوده، پس مدل‌ام را كامل‌تر می‌كنم
...

حكایت همچنان باقی‌ست. این دفتر را با پرسش‌های مانده می‌بندیم. عنوان كلی برنامه‌ی ما «جنسیت و جامعه» بود در ایران امروز. حال:

ـ نتیجه‌ی برخوردهای رسمی و غیر رسمی در برابر مشكلات جنسی و مسایل آن آیا كشور را از «انحطاط اخلاقی» دور نگاه داشته یا به حفظ «ارزش‌های فرهنگی و حتا اسلامی» نزدیك كرده است؟
ـ مكانیسم‌های تبلیغاتی و آموزشی كنونی ایران چه‌قدر توفیق داشته است كه پندار و كردار افراد را در قلمرو مسایل جنسی طبق ملاك‌های خود تربیت كند؟
ـ جوانان، جز آزمون و خطاهای پرهزینه، یا خطركردن و یافتن، یا دیدن فیلم‌های ممنوعه، چه راهی برای آموزش مسایل جنسی دارند؟
ـ جدای قدرت و سیاست رسمی، ابزارهای دیگر كنترل آزادی جنسی كدامند؟ مقاومت در برابر این امر چه صورت‌هایی دارد؟
ـ مهار فعالیت‌های جنسی افراد از كنترل تخیل او در این زمینه آغاز می‌شود و این «مهار تخیل جنسی» چه‌گونه برای مطیع كردن شهروندان در برابر دستورهای دولت به‌كار می‌آید؟
ـ در حوزه‌ی اقتصاد حتا، مسایل جنسیتی اصلی‌ترین مانع صنعت توریسم ایران نیست؟ كشور هرساله چه مبلغ از این بابت ضرر می‌كند؟
ـ سنت اسلامی چه اندازه با قانون اساسی جمهوری اسلامی هم‌گون است؟
ـ ...

آخرسخن این‌كه:

نظامی كه، به‌گواه اهل فن، در اركانی چون روابط بین‌الملل، سیاست‌های امور داخلی، صنعت و اقتصاد این همه بحران دارد، اگر روابط آزاد میان دختر و پسر را به رسمیت بشناسد، آیا مشروعیت‌اش، كه «اسلامی» می‌داند، زیر سوال می‌رود؟ به بیان دیگر، وقتی آزادی جنسی معادل به چالش گرفتن یك ركن مهم اسلامی بودن باشد، پس چنان‌چه «اسلامیت» جمهوری اسلامی بلرزد، دیگر از آن چه باقی می‌ماند؟



نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه 24 مرداد 1386 و ساعت 12:08 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]

[عمومی , ]

یه ترکه جیر جیر کی رو می گیره تا صبح رو غن کاریش میکنه

ترکه نوشابه میخره گازشو میگیره میره شمال

یه شب ترکه بالا پشت بوم می خوابه سردش می شه پا می شه در پشت بومو می بنده

عربه میخواسته بره سوار هواپیما بشه بسیجیه شروع میكنه به بازرسی بدنی و وقتی میرسه به ساق پای عربه میبینه یه چیز مشكوك زیر شلوار عربه هست میپرسه : كلاشه عربه میگه : نه وولك كلّشه

تهرانیه و تركه و عربه شرط بندی می‌كنن كه آب كه بیشتره!‌ اول تهرانیه می‌زنه، آبش میشه یك ته استكان. بعد تركه می‌زنه: آبش میشه یك نصفه استكان. نوبت عربه میشه، یك مك می‌زنه به كیرش، میگه: ولك اون دبه رو بیار

عربه میره داروخونه، میگه: ولك یك بسته كاپوت بده. طرف میگه: چه سایزی؟ عربه میگه: من سایز مایز حالیم نیست، یك بسته كاپوت میخوام! خلاصه بعد از یك ربع كلنجار، آخر قرار میشه آقای دكتر یك دست به معاملة طرف بزنه و سازش رو در بیاره، فقط به شرط اینكه روشو اونور كنه تا عربه خجالت نكشه!! خلاصه جناب دكتر معاملة آقا رو میگیره دستش، داد میزنه: پسر یك بسته كاندوم سایز 2 بیار.. نه نه واستا.. یك بسته كاندوم سایز 3 بیار... نه نه..سایز 4.... پسر یك دستمال بیار

عربه پشت اتاق مخصوصِ نوزادان واستاده بوده و داشته بچه‌ها رو تماشا میكرده، یک بابایی ازش میپرسه: ببخشید، بچة شما كدومه؟ میگه: اون دوتا ردیف بالایی

 مردی بدهی و قرض زیاد داشت رفت ماشین مدل بالا خرید! زنش پرسید : آخه مرد با این وضعی که ما داریم چه وقت ماشین مدل بالا خریدن بود؟ مرد گفت : ماشینو خریدم تا سریع تر بتونم از دست طلبکارها فرار کنم!!!

غضنفر ماه رمضان زولوبیا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد. یه دفعه متوجه شد پسرش سراغ زولوبیاها رفته. موقع قنوت گفت : ربنا آتنا فی الدنیا الحسنه ... کسی به زولوبیا دست نزنه!

عربه خایه هاش درد میكرده میره دكتر دكتر میگه آقا بكش پایین بینم عربه هم میكشه پایین بعد دكتره میبینه كه شومبول عربه خیلی درازه و جلوی دستو پا رو میگیره هو نمیزاره كه دكتره معاینه كنه . خانوم منشی رو صدا میزنه و میگه كه سر شومبول آقا رو بگیر برو اون اتاق تا من كارمو انجام بدم . منشیه هم كه تیكه توپی بوده سر شومبول عربه رو میگیرهو میره اتاق بقلی . دكتره داشته معاینه میكرده كه میبینه عربه هی حالی به حالی میشه و رنگ عوض میكنه، میگه آقا چتونه ؟ عربه میگه : من هیچی ولی فكر كنم سر شومبولم داره یه جایی یه كوس توپ میزنه

رشتیه عروسی می‌كنه، شب اول با خانوم میرن تو حجله. فردا رفقا ازش می‌پرسن، خوب چطور بود؟ حال داد؟! میگه:‌ اَووو! نخیر، كار یه شب و دو شب و یه نفر دو نفر نیست

عربه زنشو واسه زایمان بچة هفتم برده بوده بیمارستان، بعد از یك مدت یك پرستار میاد، آروم بهش میگه: یك خبر بدی براتون دارم. متاسفانه بچه عقب افتاد‌ه‌ست. عربه میگه: ولك خودشو ناراحت كن! شیش تاشون از جلو افتادن هیچ گهی نشدن، بگذار این هفتمی از عقب بیافته شاید یك گهی شد

 

عربه نمی دونسته توی حجله چه كار بایدبكنه رو همین حساب عبود یه موبایل بهش میده تا با اون بتونه راهنماییش كنه . خلاصه وقتش كه می رسه عربه زنگ می زنه و می پرسه چه كار كنم ، عبود هم بهش میگه اول لختش كن بعد بیا ازش لب بگیر و بیا پایین تا برسی به سینه . اونجارو كه مالش دادی میای یك وجب پایین تر از ناف یه سوراخی هست درسته ؟ عربه هم میگه آره . میگه حالا اونی رو كه من و تو داریم و خدیجه نداره بكن تو اون سوراخ . عربه هم موبایل رو ور میداره میكنه تو اون سوراخ

عربه سوار تاكسی میشه، میشینه كنار یك دختره آخر تیكه. یك مدت میگذره، برمیگرده به دختره میگه: ببخشید خواهر، یك سوال جنسی داشتم! دختره میگه:خفه شو كثافتِ نكبت! باز یك مدت میگذره، باز عربه میپرسه: ببخشید، میتونم یك سوال جنسی بپرسم؟! دختره میگه: گمشو سوال جنسی رو برو ازون ننة قحبت بپرس! خلاصه عربه اونقدر گیر میده تا آخر دختره حوصلش سر میره، میگه: بپرس ببینم چه مرگته؟! عربه میگه: شرمنده خواهر، جنس این شلوارتون چیه؟

عربه میره آزمایش خون بده، پرستاره هرچی می‌خواسته با سرنگ خون بكشه، نمی‌تونسته. بالاخره مجبور میشه انگشت سبابه یارو رو سوراخ كنه تا خون بیاد، ولی باز خونی در نمیاد. بالاخره مجبور میشه با دهن یك مك بزنه تا یكم خون بریزه رولام. عربه خیلی خوشش میاد، میگه: ببخشید خانم فردا دوباره شما ازمایش میگیرید؟ پرستار میگه: چطور مگه؟ عربه میگه: آخه فردا من آزمایش ادرار دارم



نوشته شده توسط سعید در چهارشنبه 24 مرداد 1386 و ساعت 11:08 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -


لینک ثابت || نطرات [--]



نوشته های قبلی...


صفحات وبلاگ...

1 2

 

درباره وبلاگ

 وبلاگ من
ایمیل من
[yahoo]

نویسندگان

سعید(10)

موضوعات

عمومی(10)

آرشیو

  مرداد 1386 (10)


لینکستان


لینکدونی

آرشیو لینكدونی


جستجو



خبرنامه


آمار وبلاگ

بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایحاد صفحه : -


 با تشکر از...

طراح قالب

All Powered By :
MihanBlog.com





7071.Mihanblog.com